عقده؟
قلبم درد میکنه و دلم میخوام با مشت انقد به دنیا ضربه بزنم تا منفجر بشه.
خدایا آهای خدا من خاک بر سر چشمامو بستم و توی چاه انداختم خودمو تو مگه با خدای یوسف یکی نیستی که نمیبینی دست و پا زدنمو؟
نشد از وقتی این ماشین گه رو خریده بریم بیرون و خوشی هارو از دماغام درنیاره. نشد بریم بیرون و زخم به قلبم نزنه و داد و بیدادم رو در نیاره.
عقده ایه؟ سادیسمی شده ؟ کمبودای خانوادگی و بچگیشم من باید با زخم تحمل کنم؟
که نفرینش کنم که یا ذاتش پاک و سفید بشه یا لباس ابدیش؟
خدایا کدوم گور خوابیدی که دهنمو باز میکنی و گوشاتو میبندی تا چس ناله هامو نشنوی ؟
میفهمی چی میکشم ؟ من مسئول حماقتای خانوادشم ؟ من باید تاوان عوضی بودن اونارو خسیس بودناشون رو بدم ؟
کجایی اصلا ؟ میشنوی؟ میبینی من و اشکامو ؟
+ 23:9 - یکشنبه چهاردهم آبان ۱۳۹۶-مامانت |
برچسب:
نویسنده: آرتین رنجبر