داشتیم از کوچه پشتی خونه مامان بزرگ میرفتیم
دست من و مامان بزرگ رو گرفته بودی
برات خوندم ی شب رویایی کنار اونایی ک دوسشون داری و یهویی دستامونو ول کردی و شروع کردی به نای نای و رقصیدن :)) بعد دستمونو گرفتی و به راه ادامه دادی
قربونت برم ک وقتی دلت بخواد یهویی رقصت گل میکنه و قر میدی
باتو 1
خوبم
عالی ام
جوجو
+ نوشته شده در جمعه یکم دی ۱۳۹۶ساعت 19:12  توسط مامانت |
