خرید بک لینک
شنبه تا دوشنبه رفتیم شمال و برگشتیم

دخترم کلی ماسه و گل بازی و آب بازی کرد

سوییت این سریمون به ساحل نزدیکتر بود ولی آشپزخونه نداشت در کل ولی خیلی بهتر بود خدا رو شکر

دیگه اینکه دریا و ساحلش توی شب ابهت و ترس داشت ی کم

هوا هم کمی طوفانی بود ولی شنا خیلی عالی بود و قدم زدن هم کنار دریا عالی بود هوا هم خنک و خوب بود

دخترکم بار چهارم بود ک میبردیمش شمال و این سری خوب دریا رو میشناخو و روز برگشت نمیخواست برگردیم و میگفت بریم دریا بازی کنم

کلی هم توی پارک محوطه بازی کرد

برچسب: نویسنده: آرتین رنجبر تاريخ: چهارشنبه 11 فروردين 1400 ساعت: 17:14

تولد رو به جای پنجم دیشب گرفتیم که کادو و کیک از طرف مامانم اینا بود دستشون درد نکنه و خوش گذشت خدا رو شکر کلاسامم قراره از ۱۵ام شروع بشه

برچسب: نویسنده: آرتین رنجبر تاريخ: چهارشنبه 11 فروردين 1400 ساعت: 17:14

موهامو رنگ کردم میگی پس من چی

دو سه روز اول که کلی به موهام دست کشیدی و برات جالب بود که بعد مدت ها موهام روشن شده

هر کاری انجام بدم تو هم میخوای انجام بدی مثل ارایش :|

روزها هم مریم خانم میشی و موهامو مثلا کوتاه یا به قول خودت کاتا میکنی:))

برچسب: نویسنده: آرتین رنجبر تاريخ: چهارشنبه 11 فروردين 1400 ساعت: 17:14

خب تغییر رنگ موهام به بلوند بعد از سه سال برام جالب نبود و نمیتونستم باهاش کنار بیام کلی با مریم تماس گرفتم ولی هر سری کار داشت در نهایت تصمیم گرفتم موهامو تیره کنم رنگ شناره ۴ گرفتم با اکسبدان ضعیف ولی موهام رنگ نگرفت نصفش به خاطر اینکه دکلره خیلادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آرتین رنجبر تاريخ: چهارشنبه 11 فروردين 1400 ساعت: 17:14

خب

دیشب موهای سوخته با دکلره م رو کوتاه کوتاه کوتاه کردم ولی همچنان بازم موی سوخته دارم و درس عبرتم شد که تا ابد موهامو دکلره و رنگ خیلی تیره نکنم

هر دو به مو آسیب شدید میزنن ولی دکلره بیشتر و این کاری که مریم با موهام کرد تا ابد فراموشم نمیشه جوری پوسوند ک فقط دو سانت ریشه ک جدید دراومده بود سالمه

بقیه رو کامل داغون کرد

دیشب ماسک شنبلیله گذاشتم ولی بدجور خشک و شکننده شدن

روغن زیتون هم فایده چندان نداشت و باید ماسک مو بخرم

برچسب: نویسنده: آرتین رنجبر تاريخ: چهارشنبه 11 فروردين 1400 ساعت: 17:14

از دو سال پیش تا الان فک کنم به جز شبایی ک مریض بودم ینی بیمارستان بستری شدم واسه قتد خونم و اینا هیچ شبی نشده بود تا صبح بیدار باشمیه چیزی توی ذهنم عین یه کرمِ که نمیذاره بخوابم مثل انگل مغز یا فکر انگل گرفته فکرم آدمها بدن ولی تو یاد بگیر بدتر باادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آرتین رنجبر تاريخ: چهارشنبه 11 فروردين 1400 ساعت: 17:14

ما الان اومدیم دیوونه خونه شهر اسکلای بی فرهنگ

و تا جمعه اینجاییم

و دیشب بابالوگ بیخواب شده بود هی رفت بیرون از سوییت و اومد ک کلا باز نشد درست درمون بخوابم

برچسب: نویسنده: آرتین رنجبر تاريخ: چهارشنبه 11 فروردين 1400 ساعت: 17:14

بازم تاسوعا و عاشورا شد و

باز سوژه پیدا کردن و تن منو لرزوندن که الهی تنشون هر روز از غم بلرزه

جواب دادم تا جایی که تونستم

ولی بعدش قلب و روح و جسمم جواب کرد و

له شدم

برچسب: نویسنده: آرتین رنجبر تاريخ: چهارشنبه 11 فروردين 1400 ساعت: 17:14

باید یاد بگیرم به آدمها بیشتر از چیزی ک هستن بها و ارزش ندم

برچسب: نویسنده: آرتین رنجبر تاريخ: چهارشنبه 11 فروردين 1400 ساعت: 17:14

این هفته هوا سرد میشه و کشور بارش داره 

خدا رو شکر

سریال بوی توت فرنگی رو کامل دیدم تقریبا ففط قسمتای اخرش خیلی اب بندی بود الکی و منتظر بودم زودتر تموم بشه

جز سریالایی هم بود ک خیانت رو خوب جلوه داد ی مقدار 

برچسب: نویسنده: آرتین رنجبر تاريخ: شنبه 21 بهمن 1396 ساعت: 18:06

بعضیارو هنوز اشتباه میگی

تشامه یا تشانامه = تموم شد

نیی یام = نمیام

مامانش= مامان

بمن=بدمن=بده به من

برچسب: نویسنده: آرتین رنجبر تاريخ: شنبه 21 بهمن 1396 ساعت: 18:06

لباسای تو خونه ای ۱۶۶

لباس مجلسی ۱۲۰

ک مامانم برات خرید دخمل خوشگلم

برچسب: نویسنده: آرتین رنجبر تاريخ: شنبه 21 بهمن 1396 ساعت: 18:06

» نمایش این صفحه بدین معناست که نویسنده وبلاگ یک مطلب را بصورت رمزدار درج کرده است و برای مشاهده کامل مطلب نیازمند آن هستید که کلمه عبور مرتبط با این مطلب را دانسته و وارد کنید.

برچسب: نویسنده: آرتین رنجبر تاريخ: دوشنبه 18 دی 1396 ساعت: 10:53

شبایی ک بابات نیست و مامانم اینجاست سه و نیم چار میخوابیم

۱۲ ظهر بیدار میشیم

و این ریتم و مدل زندگی کردن رو دوست ندارم

+ نوشته شده در پنجشنبه سی ام آذر ۱۳۹۶ساعت 17:26&nbsp توسط مامانت |


برچسب: نویسنده: آرتین رنجبر تاريخ: پنجشنبه 7 دی 1396 ساعت: 21:45

داشتیم از کوچه پشتی خونه مامان بزرگ میرفتیم دست من و مامان بزرگ رو گرفته بودی برات خوندم ی شب رویایی کنار اونایی ک دوسشون داری و یهویی دستامونو ول کردی و شروع کردی به نای نای و رقصیدن :)) بعد دستمونو گرفتی و به راه ادامه دادی قربونت برم ک وقتی دلت بخواد یهویی رقصت گل میکنه و قر میدی باتو بهترم خوبم عالی ام جوجو + نوشته شده در جمعه یکم دی ۱۳۹۶ساعت 19:12&nbsp توسط مامانت | ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آرتین رنجبر تاريخ: پنجشنبه 7 دی 1396 ساعت: 21:45

صفحه بندی